السيد حامد النقوي
230
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
گرفتهاند و علمى كه از غير باب مدينهء علم گرفته شود چون از غير طريق مامور به حاصل شده قابل عمل نيست بلكه اخذ علم از غير باب مدينهء علم از قبيل سرقه است كه بر مرتكب آن اجراى حد شرعى كرده مىشود و ازينجاست كه خود جناب امير المؤمنين عليه السّلام ارشاد فرموده كما سبق نحن الشعار و الاصحاب و الخزنة و الابواب و لا توتى البيوت الا من ابوابها فمن اتاها من غير ابوابها سمى سارقا و به حمد اللَّه تعالى بعد اين تقرير آنچه ابن تيميه تا به آخر كلام سراييده و بى جا هرزهها درآئيده يكسر ساقط و بحضيض هوان هابط مىگردد و احتياجى باجتياح آن باقى نمىماند ليكن چون مشتمل بر اكاذيب باطلهء صريحه و دعاوى عاطلهء فضيحه است لهذا كشف عوار و هتك استار آن خالى از فوائد نيست پس بايد دانست كه آنچه ابن تيميه بعد ازين كلام گفته اما اهل المدينة و مكة فالامر فيهما ظاهر و كذلك الشام و البصرة فان هؤلاء لم يكونوا يروون عن على الاشياء قليلا پس علاوه بر آنكه ادعاء محضست و دليلى بر آن قائم نكرده مفيد مدعاى او نيست زيرا كه قلت روايت اهل اين بلاد از جناب امير المؤمنين عليه السّلام بعد فرض و تسليم دليل اين معنى نيست كه علم نبوى بذريعهء آن جناب بايشان نرسيده باشد چه ممكنست كه قلت روايتشان از آن جناب ناشى از سجيهء نامرضيه عداوت و انحراف بوده باشد كه با وصف وصول علم نبوى بايشان بذريعهء آن جناب بسبب بغض و عداوت از آن جناب روايت آن نمىكردند يا سبب آن تسلط ظلمهء فسقه فجره باشد كه مانع ذكر نام آن جناب بخير بودند فضلا عن الرواية عنه و قد مر شطر من الشواهد على هذا المرام فى صدر مجلد حديث الولاية فراجعه ان شئت و اگر ازين همه درگذريم و تسليم نمائيم كه قلت روايت اهل اين بلاد از آن جناب دليل آنست كه ايشان در اخذ علم از آن جناب تقليل كردند پس اين معنى منافى باب مدينهء علم بودن جناب امير المؤمنين عليه السّلام نيست بلى كاشف اعراضشان از باب مدينهء علم البته هست و ذلك عليك و عليهم لو كنت تعقل و يعقلون وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ و چگونه مىتوان گفت كه در مدينه و مكه و شام و بصره علم وافر جناب امير المؤمنين عليه السّلام نرسيده حال آنكه انتشار علم جناب امير المؤمنين عليه السّلام درين بلاد اظهر من الشمس و ابين من الامس است اما مدينه پس پر ظاهرست كه آن جناب شطر اعظم از عمر مبارك خود در مدينه بسر برده و اعاظم اصحاب جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله الاطياب كه در آن بقعهء مباركه اجتماع داشتند در هر امر مشكل و خطب معضل رجوع بآنجناب مىنمودند و از موائد حكمت و فصل خطاب آن جناب زلّه مىربودند علامهء نووى در تهذيب الاسماء بترجمهء جناب امير المؤمنين عليه السّلام مىفرمايد و سؤال كبار الصحابة له و رجوعهم الى فتاويه و اقواله فى المواطن الكثيرة و المسائل المعضلات مشهور و ابن روزبهان در كتاب الباطل خود گفته رجوع الصحابة إليه فى الفتوى